خرید بک لینک
با خله حرف زدم، گفتم میخوام دلیلش رو بدونم که چرا احساس می کنیم از هم دور شدیم، اون گفت بخاطر اینکه از هم دور شدیم از لحاظ فاصله ، واسه همین اینجوریه... مث این میموند که بخواد خودشو گول بزنه و فقط یه دلیلی بیاره...

من گفتم یه دلیل دیگه داره... تو نمیخوای بدونی؟ ولی اون نمیخواست گفت دوست نداره یادش بیاد،الان راضیه از اینکه هستم...

یعنی اون موقع احساس بدی داشته؟ پس چرا وقتی بهش پیام نمیدادم ناراحت میشد که پیام ندادم...از اینی که هستم راضیه؟؟ میخواد همیشه همین جوری باشم؟ من نمیتونم اینجوری ادامه بدم، اینجوری زندگی کردن برام عذابه فقط

نمیدونم آخرش چیکار می کنم... یکم میترسم که مجبورشم دیگه هیچ وقت نبینمش و باهاش حرف نزنم... برا همین با وجود اینکه بهش می گم بیا فقط دوست باشیم بازم میرم و حرف میزنم باهاش و سوال میپرسم ازش...ولی اون انگار اینجوری نمیخواد!

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51

صفحه بندی