خرید بک لینک

اینم از امتحان اولی!

گند زدم رفت، هر چی نگاه میکنم میبینم فقط منم که نخوندم، همه واسه بیست گرفتن خودشون رو جر داده بودن... از بچه های خودمون عصبانیم، اینکه آدم خودش رو جر بده از خوندن و بعد بگه نخوندم خیلی چندشه... کیم کیم که قشنگ خودش رو جر میده برا بیست، بعد میگه مشروط میشم... بعدشم میگه ما که برا بیست نمیخونیم، چرا خودمون رو اذیت کنیم، ما که مث بقیع بیست نمیخوایم... چرا خودمون رو واسه چیزی که مهم نیست اذیت کنیم، تا وقتی بریم سر کار که چیزی یادمون نی... ری ری همهمین طور، بعد خودشون رو جز دادن...انگار فقط من صادقم تو این چیزا... از خودم عصبانیم...الان میخوایم سیره رو تموم کنم، بعدش میرم ناهار بعدش لباسام رو بشورم و برم حموم، اگه وقت شد برم بیرون تا پول دارم برا ولنتاین کادو بگیرم...چندتا کیک فنجونی هم بگیرم برای صبح های امتحان که گشنه نرم سر جلسه مث امروز!

کلافه و عصبیم بچه ها!

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: پنجشنبه 8 فروردين 1398 ساعت: 19:51

صفحه بندی