داشتم شایدی که نوشته بودم رو میخوندم... دی پارسال نوشته بودمش، الان آبان 1404ئه... از خونه خوندم اومدم پیش مامانمینا و چندماهیه ازش دور شدن، از افسردگی راستش انگار شرطی شده بودم از دبیرستان و خونه برام مصادف بود با افسردگی، هر وقت اومده بودم خونه کز میکردم توی تخت و بیرون نمیرفتم دبیرستانی که بودم مامانم نمیذاشت برم بیرون ولی الان خودم خودم رو محدود کرده بودم و نمیذاشتم برم بیرون ولی الان این مدت که اومدم خونه طلسمش رو شکوندم :) ذره ذره کوچولو کوچولو
برچسب:
نویسنده: پارسا مهدوی
تاريخ: سه
شنبه
23 تير
1405 ساعت: 0:40