هر وقت احساس خوشبختی میکنم و زندگیم خوبه باید بیام وسط این خونه ی کوفتی تا گند بزنن به حالم...
اعصاب نمیذارن برا آدم و بعد این بی اعصابی تاثیر میذاره روی رابطه ام با خله...
این واقعیت بیشتر عصبیم میکنه چون نمیخوام رابطه ام با خله بد شه... نمیخوام اذیتش کنم...
اون هیچ وقت وقتی زندگیش سخته چیزی به من نمیگه ولی بداخلاقیام زندگی رو براش سخت تر میکنه...نمیخوام اینجوری باشم
ولی تو خونه خیلی اذیتم مخصوصا الان... میخوام برم بیرون...میخوام نفس بکشم...خسته شدم از اینجا
برچسب:
نویسنده: پارسا مهدوی