خرید بک لینک

خلاصه ای از روزها...

او رفته سربازی اواخر شهریور برمی گرده... البته دیگه مثل قبل مهم نیست! یعنی دیگه خوشیام وابسته نیست!!!!!

چند روزی هست که می رم خیاطی خالهام...کمک کنم و حوصله ام سر نره!

روزی هم یک ساعت تا دو ساعت زبان کار می کنم و پیشرفت خوبی داشتم توی همین چند روز...البته دو روزه که نتونستم!

خالهام قراره فردا (سه شنبه) نینی دنیا بیاره!!

و احساس تنهایی شدید دارم الان، انگار برای هیچکس مهم نیستم!

برچسب: نویسنده: پارسا مهدوی تاريخ: شنبه 17 شهريور 1397 ساعت: 20:30

صفحه بندی