عنوانی ندارد - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
چرا همیشه من باید پیام بدم، چرا اون هیچ وقت سراغی ازxa0 من نمیگیره!18 روزه هم رو ندیدیم، دلم تنگشه!بهش حق میدم نخواد بیاد من رو ببینه، آدم خسته میشه همش برا یه ساعت بیاد بوشهر رو بره!
امتحانات - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
اینم از امتحان اولی! گند زدم رفت، هر چی نگاه میکنم میبینم فقط منم که نخوندم، همه واسه بیست گرفتن خودشون رو جر داده بودن... از بچه های خودمون عصبانیم، اینکه آدم خودش رو جر بده از خوندن و بعد بگه نخوندم
تنهایی - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
رفتم صورتم رو با فوم بشورم، یهو احساس تنهایی کردم!xa0احساس تنهایی از نبودن دیگران نه، احساس تنهایی از نبودن با خودم... از وقتی اومدم اینجا اینجوری شدم... وقتی حواسم به خودم هست که خله بیاد یا بخوام بی چادر برم بیرون! تیگه ته سطحش وقتیه که خله میاد وگرنه بیرون رفتن هم نه آنچنان!باید دوباره خودم رو پی...
سال جدید - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
سلام دوست جونیاxa0xa0عیدتون مبارکدوستتون دارم
تقویم پلنری رنگی رنگی - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
امسال تقویم پلنری رنگی رنگی گرفتم، خیلی دوسش دارم...xa0بهم حس خوبی می ده و کمک می کنه حس هام، برنامه هام و... رو بفهمم... ازش خوشم میادتوی قسمت حال هام تا حالا همه روزا نرمال و معمولی بوده، اما میخوام توی روزای دیگه ام حس رضایتمندی رو اضافه کنم...به قول کره ایا؛ فایتینگ!!!+قالب جدیدم چطوره؟
دنیا - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
حس می کنم دنیا عوض شده!xa0انگار تو نگاهم قشنگیای طبیعت برجسته شده... درختای توی حیاط سبزتر شدن، باد قشنگ تر می وزه!مث آدمی که آخرین لحظات زندگیشه... حس قشنگیه! امیدوارم تا همیشه این حس و دید بمونه برام!
وبلاگ نویسی - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
خوشحالم که چند وقته وبلاگ می نویسم!xa0و ناراحتم که بهمن و اسفند چیزی ننوشتم!وبلاگ نوشتن علاوه بر اینکه بعد از نوشتن احساس آرامش میکنی یه خوبی دیگه هم داره؛ اونمxa0اینکه بعدا میتونی بگی کی چه حسی داشتی و ب
سیم شارژرِ گرام - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
سیم شارژرم باز خراب شد...تازه خریده بودما...رکورد خراب شدن سیم شارژر مال خودمه و بس!
دوری - تاریخ: 1398/1/8 ساعت: 19:51
با خله حرف زدم، گفتم میخوام دلیلش رو بدونم که چرا احساس می کنیمxa0از هم دور شدیم، اون گفت بخاطر اینکه از هم دور شدیم از لحاظ فاصله ، واسه همین اینجوریه... مث این میموند که بخواد خودشو گول بزنه و فقط یه
لوسِ نازک نارنجی! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
خیلی لوس و نازک نارنجی شدم! دیشب او سعی کرد بفهمه چرا ناراحتم و حالم رو خوب کنه...اولش نگفتم دلیلش خودشه...ولی تهش گفتم ک چون چند روزه که دیر به دیر ج
مرگ... - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
هیچ وقت از مرگ نترسیدم! اگه همین الان بیاد سراغم بهش می گم: می شه با کسایی که برام عزیزن خداحافظی کنم!xa0 ولی اگه جوابش منفی باشه هم با آرامش از این دنی
مصاحبه! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
فردا مصاحبه اس! همه چیز تقریبا آماده اس! فردا ساعت شش و ربع حرکت می کنیم به سمت بوشهر...قراره با دوستم "شاد" بریم... البته که مامان میاد!
مصاحبه ها! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
بالاخره تموم شد مصاحبه ها! بر خلاف تصورم گزینش(سوالای عقیدتی)راحت تر بود...برا من یه خانومی که خیلی خوب برخورد کرد...سوالای خوبی هم پرسید...الان خیلی
روز های من! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
xa0 خلاصه ای از روزها... او رفته سربازی اواخر شهریور برمی گرده... البته دیگه مثل قبل مهم نیست!xa0یعنی دیگه خوشیام وابسته نیست!!!!! چند روزی هست که می رم خ
بی عنوان! :)))))))) - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
چند روزه زبان نخوندم؛ میرم خیاطی خالهام ظهر که میام هم خستم و هم حوصله ندارم که کامپیوتر رو روشن کنم و زبان بخونم؛ شب هم که دیر وقت میام اوج باره دیگ
بیکاری! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
وقتی بیکارم به شدت کلافه میشم! الان هم کلی کلافه ام...چشام هم در گرفت از بس زل زدم به گوشی...هیچی هم که نداره که خودم رو باهاش سرگرم کنم... یه بازی دا
کنکور! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
این روزا همه چیز خلاصه شده توی نتیجهی کنکور، نمی دونم بقیه هم همینطورن یا نه!xa0 دوره ی کنکور، دورهی عجیب و جالبیه! گاهی از این دوره بدم میاد و با خ
نتایج! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
نتایج نهایی کنکور به احتمال زیاد بیست یا بیست و یک شهریور ماه اعلام میشه! اینا هم دیگه شورِش رو در آوردن!!!!!!!
بی عنوان نویسی! - تاریخ: 1397/6/17 ساعت: 20:30
تا حالا گرفتار این مرضا شدین که دوس ندارین یه کاری رو یه جور متفاوتی انجام بدین؟! مثل راه رفتن توی پیاده رو که مثلاxa0گیر بدین به اینکه پاتون رو دوتا د